اين همان فرزند زهراست؟ همان دردانه ي ام ابيهاست؟
پس چرا افتاده در گودالي از خون؟ سرش را برده با خود شمر ملعون
شبايي كه دل ميگيره بهونه كرب و بلا
من يه چيزي نظر ميكنم واسه حرم امام رضا
تا نبينم شش گوشتو قلب من آروم نميشه
آخه اگه منم بيام تو حرمتون چي ميشه
دلم گرفته آروم ندارم به غير تو من كسي ندارم
فقط منت موندم من بيچاره به ناز چشمات
شدم آواره
دل دیوانه در بند حسین است همیشه مست لبخند حسین است
عجب مادر بزرگم راست میگفت شفا در دود اسپند حسین است
هر که دخیل چادر زینب است جز سپاه مادر زينب است
حال همه دیوانگان از دم خراب است چشمان ساقی روی نی در پیچ و تاب است
گر جام می را سر کشی دانیچه گویم این حروله سرگیجه بعد از شراب است
به روی نی عطشانی سرت ز تن جدا
به روی نی سر گردانی ضبیح بالقفا
عطشان عریان کی سرتو بریده مادر
در خون گلگون انگشترت کو برادر
برادر برادر برات بمیره مادر
ای شمر لعین، به زیر پایت ماه است ریحانه حضرت رسول الله است
از سینه اش آن پای نجس را بردار این پرچم لا اله الا الله است
شامیان مردمان نامردند خون به قلب رقیه کردند
دشمنانت که آب میبندند به بی بی خیمه میخندند
بی حیا، کی بخت من پا میدهد؟ کودک و سیلی چه معنا میدهد؟
هر چه میخواهی بزن، اما چرا نعل اسبت بوی بابا میدهد؟
آسمان در محضر عباس زانو میزند برق شمشیرش به رعد و برق پهلو میزند
از برای بخشش کل مجانین در جزا ذات حق پیش ابالفضل علی رو میزند
تو زنترین حیدری عالمی بعد حسین، تو صاحب پرچمی
ز هم پاشیده بی تو لشکر من گرفتار غمت شد دختر من
وفایت را بنازم که بیاید سرت بر نیزه دنبال سر من
عباس علی، روشنی عرش خدایی از روز ازل منتظر کرب و بلایی
می ساخت خدا کرب و بلا را میگفت عباس به فرماندهی کل قوایی
این قلعه ی بسته، حیدری می خواهد عباس صفت، دلاوری می خواهد
امروز که غزه کربلایی دگر است اسلام حسین دگری می خواهد
عشق تکرار آدم و هواست سیب ممنوعه بهشت خداست
عشق یک واژه ی جدیدی نیست ماجرای قدیمی دنیاست
نسل ما نسل عاشقاْ اصلاْ عاشقی شغل خانواده ی ماست
عشق مشق شب بزرگان است مثل سجاده ای که رو به خداست
در خط حسین هر آنکه ثابت قدم است مانند کبوتران دور حرم است
هر کس که حسینیست به او مژده دهید در پیش علی و فاطمه محترم است
صد مرده زنده میشود با نام یاحسین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است
آن قاتلی که در بر ما مست می کند انگشتر عقیق تو در دست می کند
میون شور و حروله غوغا میشه وقتی که مهدی میاد به سر میزنه
به گیسوی دو تایت تا نداری وفا داری ولی با ما نداری
چرا مجنون تر از مجنون نباشم؟ تو چیزی کمتر از لیلا نداری
عمریه در وصف شما موندمو حیرون چی بگم
حتی نمیدونم بگم که من غلامم یا سگم
اگه بگم غلامتم بی ادبی به اولیاست
اگه بگم من سگتم سگ کجا انقدر بی وفاست؟
ارمنی های شهرمون دست روی احساس میذارن
بچه ای که قشنگ باشه اسمشو عباس میذارن
روزی اگر احساس نمودی پر شینی گه مست ابالفضل گه مست حسینی
برخاک بزن بوسه نما سرمه چشمت شکرانه بده زائر بین الحرمینی
مرا از کودکی احساس دادند مرا عادت به بوی یاس دادند
کلید زندگانیم را روز اول به دست حضرت عباس دادند
هیچ شهیدی مثل تو پرپر نیست هیچ امیری مثل تو بی سر نیست
به خدا ناله ای جانسوز تر از ناله ای غریب مادر نیست
زیر شمشیر غمت رقص کنان باید رفت
دلم به شور و شینه تو بین الحرمین
و مشق هر شب من نقطه سر خط حسینه
عشق و بهونه کردی تو دلا خونه کردی
ما دیوونه نبودیم ما رو دیوونه کردی
درباره بیقرارم یه آرزویی دارم
صورت راست تو قبر رو زانوهات بذارم
آرزومه پاک بشم مرغ باغ افلاک بشم
تو کربلا بمیرم صحن نجف خاک بشم
شهد و سبو ابالفضل جانم عمو ابالفضل
۱۳۳ دفعه بلند بگو ابالفضل
عشق هفتاد و دو سر میخواهد بچه بازیست مگر، عشق جگر میخواهد
اگه من ای خدا خوبم و یا بد عشق یارم توی سینم نداره حد
کربلا اگه نمیتونم برم من وقتی دلتنگ که میشم میرم به مشهد
تا کاشف غربت شهیدان گشتیم دنبال پلاک و استخوان در دشتیم
مهدی بخدا اگر مجوز میداد دنبال مزار مادرش می گشتیم
روی پرچمش خدا به خط عشق بنوشت ذکر عباس یا ابوفاضل
آری حساس ترین نقطه در عرش و سماوات و زمین است
هیبت گنبد او جون گنبد زرد امیر المومنین است
زد علی همچو حسین بوسه بر این درب حرم بهر زیارت
چون که اینجا حرم حضرت عباس یل ام بنین است
عاشقی گفت دیده بودم جبرئیل آمد که دل را با ضریح او کند وصل
هی صدا زد سیدی یا صاحب الفضل وهمی گفت
السلام علی مولانا عطشانا سیدنا ابالفضل


