تبليغاتX
حاج عبد الرضا هلالی،حاج مهدی کمانی

اين همان فرزند زهراست؟         همان دردانه ي ام ابيهاست؟

پس چرا افتاده در گودالي از خون؟          سرش را برده با خود شمر ملعون

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 18:13 توسط امین |


شبايي كه دل ميگيره   بهونه كرب و بلا

من يه چيزي نظر ميكنم   واسه حرم امام رضا

تا نبينم شش گوشتو   قلب من آروم نميشه

آخه اگه منم بيام   تو حرمتون چي ميشه

دلم گرفته  آروم ندارم  به غير تو من  كسي ندارم

فقط منت موندم  من بيچاره  به ناز چشمات

شدم آواره

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 17:57 توسط امین |


دل دیوانه در بند حسین است     همیشه مست لبخند حسین است

عجب مادر بزرگم راست میگفت     شفا در دود اسپند حسین است

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 18:50 توسط امین |


هر که دخیل چادر زینب است     جز سپاه مادر زينب است

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 19:37 توسط امین |


حال همه دیوانگان از دم خراب است    چشمان ساقی روی نی در پیچ و تاب است

گر جام می را سر کشی دانیچه گویم   این حروله سرگیجه بعد از شراب است

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 19:36 توسط امین |


به روی نی عطشانی    سرت ز تن جدا

به روی نی سر گردانی    ضبیح بالقفا

عطشان  عریان  کی سرتو بریده مادر

در خون  گلگون  انگشترت کو برادر

برادر برادر برات بمیره مادر

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 19:27 توسط امین |


ای شمر لعین، به زیر پایت ماه است     ریحانه حضرت رسول الله است

از سینه اش آن پای نجس را بردار     این پرچم لا اله الا الله است

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 19:18 توسط امین |


شامیان مردمان نامردند     خون به قلب رقیه کردند

دشمنانت که آب میبندند    به بی بی خیمه میخندند

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 18:32 توسط امین |


بی حیا، کی بخت من پا میدهد؟     کودک و سیلی چه معنا میدهد؟

هر چه میخواهی بزن، اما چرا     نعل اسبت بوی بابا میدهد؟

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 18:27 توسط امین |


آسمان در محضر عباس زانو میزند     برق شمشیرش به رعد و برق پهلو میزند

از برای بخشش کل مجانین در جزا    ذات حق پیش ابالفضل علی رو میزند

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 18:21 توسط امین |


تو زنترین حیدری عالمی     بعد حسین، تو صاحب پرچمی

+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 18:18 توسط امین |


ز هم پاشیده بی تو لشکر من     گرفتار غمت شد دختر من

وفایت را بنازم که بیاید     سرت بر نیزه دنبال سر من

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 21:15 توسط امین |


عباس علی، روشنی عرش خدایی     از روز ازل منتظر کرب و بلایی

می ساخت خدا کرب و بلا را میگفت      عباس به فرماندهی کل قوایی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 21:26 توسط امین |


این قلعه ی بسته، حیدری می خواهد     عباس صفت، دلاوری می خواهد

امروز که غزه کربلایی دگر است      اسلام حسین دگری می خواهد

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 19:16 توسط امین |


عشق تکرار آدم و هواست     سیب ممنوعه بهشت خداست

عشق یک واژه ی جدیدی نیست    ماجرای قدیمی دنیاست

نسل ما نسل عاشقاْ اصلاْ     عاشقی شغل خانواده ی ماست

عشق مشق شب بزرگان است     مثل سجاده ای که رو به خداست

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:53 توسط امین |


در خط حسین هر آنکه ثابت قدم است   مانند کبوتران دور حرم است

هر کس که حسینیست به او مژده دهید    در پیش علی و فاطمه محترم است

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 20:49 توسط امین |


صد مرده زنده میشود با نام یاحسین    ارباب ما معلم عیسی بن مریم است

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 18:25 توسط امین |


آن قاتلی که در بر ما مست می کند     انگشتر عقیق تو در دست می کند

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 20:43 توسط امین |


شب روضت طعنه به سحر میزنه     خیل ملک اینجا بال و پر میزنه

میون شور و حروله غوغا میشه     وقتی که مهدی میاد به سر میزنه

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 21:19 توسط امین |


به گیسوی دو تایت تا نداری    وفا داری ولی با ما نداری

چرا مجنون تر از مجنون نباشم؟     تو چیزی کمتر از لیلا نداری

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 20:17 توسط امین |


عمریه در وصف شما    موندمو حیرون چی بگم

حتی نمیدونم بگم     که من غلامم یا سگم

اگه بگم غلامتم     بی ادبی به اولیاست

اگه بگم من سگتم     سگ کجا انقدر بی وفاست؟

ارمنی های شهرمون    دست روی احساس میذارن

بچه ای که قشنگ باشه     اسمشو عباس میذارن

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 19:36 توسط امین |


روزی اگر احساس نمودی پر شینی     گه مست ابالفضل گه مست حسینی

برخاک بزن بوسه نما سرمه چشمت     شکرانه بده زائر بین الحرمینی

+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:0 توسط امین |


مرا از کودکی احساس دادند     مرا عادت به بوی یاس دادند

کلید زندگانیم را روز اول     به دست حضرت عباس دادند

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 20:6 توسط امین |


هیچ شهیدی مثل تو پرپر نیست     هیچ امیری مثل تو بی سر نیست

به خدا ناله ای جانسوز تر از     ناله ای غریب مادر نیست

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:47 توسط امین |


زیر شمشیر غمت رقص کنان باید رفت

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:36 توسط امین |


دلم به شور و شینه          تو بین الحرمین

و مشق هر شب من        نقطه سر خط حسینه

عشق و بهونه کردی          تو دلا خونه کردی

ما دیوونه نبودیم         ما رو دیوونه کردی

درباره بیقرارم          یه آرزویی دارم

صورت راست تو قبر        رو زانوهات بذارم

آرزومه پاک بشم         مرغ باغ افلاک بشم

تو کربلا بمیرم           صحن نجف خاک بشم

شهد و سبو ابالفضل          جانم عمو ابالفضل

۱۳۳ دفعه           بلند بگو ابالفضل

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 19:30 توسط امین |


عشق هفتاد و دو سر میخواهد          بچه بازیست مگر، عشق جگر میخواهد

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 21:5 توسط امین |


اگه من ای خدا خوبم و یا بد          عشق یارم توی سینم نداره حد

کربلا اگه نمیتونم برم من          وقتی دلتنگ که میشم میرم به مشهد

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 19:57 توسط امین |


تا کاشف غربت شهیدان گشتیم          دنبال پلاک و استخوان در دشتیم

مهدی بخدا اگر مجوز میداد          دنبال مزار مادرش می گشتیم

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 12:28 توسط امین |


بزمش به همه خسته دلان منزل          عشقش شده از خدا به دل نازل

روی پرچمش خدا به خط عشق          بنوشت ذکر عباس یا ابوفاضل

آری حساس ترین نقطه در عرش و سماوات و زمین است

هیبت گنبد او جون گنبد زرد امیر المومنین است

زد علی همچو حسین بوسه بر این درب حرم بهر زیارت

چون که اینجا حرم حضرت عباس یل ام بنین است

عاشقی گفت   دیده بودم   جبرئیل آمد که دل را با ضریح او کند وصل

هی صدا زد   سیدی یا صاحب الفضل   وهمی گفت

السلام علی مولانا عطشانا  سیدنا ابالفضل

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 18:17 توسط امین |